تبليغاتX
حرفهای پرتقالی


حرفهای پرتقالی


زمستون ،

 تن عريون باغچه چون بيابون

........

درختا ، با پاهاي برهنه زير بارون
نمي دوني تو كه عاشق نبودي

.......................

چه سخته مرگ گل براي گلــدون
گل و گلدون چه شبها ،

نشستن بي بهانه ،

 واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه

.......................

بايد تنها بمونه قلب گلدون
مث من كه بي تو

.......................

نشستم زير بارون زمستون

زمستون ،

براي تو قشنگه پشت شيشه

........

بهاره زمستونها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري

.......................

كه باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالي نديدي ،

نشسته رو ايوون ،

گلهاي كاغذي داري تو گلدون
تو عاشق نبودي

.......................

ببيني تلخ روزهاي جدايي

مث من كه بي تو

نشستم توي روياي رهايي

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 17:23 توسط شیوا| |

چه بگویم؟ سخنی نیست

می وزد از سر امید، نسیمی؛
لیک تا زمزمه ای ساز کند
در همه خلوت صحرا
به روش
نارونی نیست
چه بگویم؟ سخنی نیست
***
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه دشمنی پر
به کنج اندیشی
خاموش
نشسته ست
بام ها
 زیرفشار شب
کج،
کوچه
از آمدو رفت شب بد چشم سمج
خسته ست
***
چه بگویم ؟ سخنی نیست

در همه خلوت این شهر،آوا
جز زموشی که دراند کفنی
نیست
ونذر این ظلمت جا
جزسیا نوحه شو مرده زنی
نیست

ورنسیمی جنبد
به رهش نجوا را
نارونی نیست
چه بگویم؟
سخنی نیست...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 9:12 توسط شیوا| |

سلام............................

من برگشتم البته دعاهام مستخاب شدنا

خوشحالم خیلی خوشحالم اما نمیدونم این دفعه دیگه بعد از چند روز دوباره میذاره میره کاش دیگه نره طاقت ندارم به خدا البته نه که همین الان فک کنی دوباره روز از نو روزی از نوهاااااااااااااااااا این دفعه هرچی تو بگی باشه گلم؟ من راجع به خیلی چیزا تجدید نظر کردم بعدا خودت متوجه میشی

فقط این دفعه زیاد به پرو پات نمیپیچم چون وضعیتت واسه کنکور حساسیت داره درکت می کنم

راستی بچه ها من دانشگاه قبول شدمااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مهندسی مکانیک زاهدان ( ولی نرفتم ) می خوام بخونم واسه سال دیگه اگه خدا بخواد فعلا بای بای بازم میام

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 10:13 توسط شیوا| |


Design By : Night Skin