تبليغاتX
حرفهای پرتقالی


حرفهای پرتقالی

 

ماری می دانست در باره ی چی حرف می زند، قبل از اینکه بیماری اش او را به بیمارستان روانی بکشاند، چهل سال از عمرش را به وکالت گذرانده بود. در همان ابتدای کار دید معصومانه اش را نسبت به عدالت از دست داد و به این نتیجه رسید که قوانین برای حل مشکلات به وجود نیامده اند بلکه برای به تاخیر انداختن همیشگی جدال ها وضع شده اند. مایه شرمساری بود که خداوند، یهوه، آفریدگار- مهم نبود او را با چه نامی می خوانند- در دنیای امروز زندگی نمی کرد چرا که اگر چنین بود، ما همچنان در بهشت بودیم و او هم گرفتار درخواست ها،خواهش ها،تقاضاها،منهیات و نظریات اولیه میشدو باید در محکمه های گوناگون تصمیمش را برای اخراج آدم و حوا از بهشت به دلیل لغو دستوری مطلق که هیچ شالوده ای در قانون نداشت ، به قضاوت می گذاشت:(تو نباید میوه ای از درخت معرفت خیر و شر بخوری).

نوشته ی پائولو کوئیلو (کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد)

ادامه داستان را در ادامه مطلب بخوانید

TinyPic image


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 15:59 توسط شیوا| |

شادم که در شرار تو می سوزم

شادم که در خیال تو می کریم

شادم که بعد وصل تو باز اینان

در عشق بی زوال تو می گریم

پنداشتی که چون ز تو بگسستم

دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش

بر جان من شراره ی دیگر نیست

TinyPic image

شادم که همچو شاخه ی خشکی باز

در شعله های قهر تو می سوزم

گویی هنوز آن تن تبدارم

کز آفتاب شهر تو می سوزم

اما من آن شکوفه ی اندوهم

کز شاخه های یاد تو می رویم

شبها ترا به گوشه ی تنهایی

در یاد آشنای تو می جویم

TinyPic image

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 19:25 توسط شیوا| |

 1. فرشاد : روح غضنفر شاد
2. فرناز : غضنفر ناز نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : ? ساله بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فريد و مجيد و حميد : شما ? نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي : صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
33. عدس : ديگه (از) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:41 توسط شیوا| |

حال میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم....

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

گریه کردی...

 گریه کردم...

آسمان هم گریه کرد....

تو برای خود گریه کردی...شاید هم برای من...

من برای تو گریه کردم...شاید هم برای خودم....

آسمان برای چی گریه کرد؟!....برای من یا برای تو؟...برای لحظه های تنهایی من یا برای بی قراری های تو؟...برای دلم شکسته ی من یا برای دل زندانی تو؟...

مهم نیست...مهم نیست برای چی گریه کرد..!!!مهم اینه که

گریه کردی ...گریه کردم... آسمان هم گریه کرد...!!!

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 15:0 توسط شیوا| |

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی و شب حرف میزنم

اگر به خانه ی من امدی برای من ای مهربان

 چراغ بیاور

 و یک دریچه از ان به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 در برابر خدا از تنگنای محبس تاریکی در منجلاب تیره ی این دنیا

 بانگ پر از نیاز مرا بشنو اه ای خدای قادر بی همتا

 یک دم زگرد پیکر من بشکاف بشکاف این حجاب سیاهی را

شاید درون سینه ی من می بینی این مایه ی گناه و تباهی را

 دل نیست این دلی که به من دادی در خون تپیده

 یا رهایش کن یا خالی از هوی و هوسش کن

 TinyPic image

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 12:4 توسط شیوا| |

اینم از کنکور                         

منی که هیچی نخوندم از اونایی که کلی خوندن جولوتر افتادم خنده داره مگه نه؟

رتبه م شدش ۱۲۲۴۲ خب خوبه دیگه واسه رشته ریاضی اونم سال اول تازه با اون وضعی که من کنکور دادم با اطلاعاتی که در حد دوم دبیرستان هم نبود...........................ولی تصمیمم میدونید چیه؟ نمی خوام انتخاب رشته کنم. انشا الله می خونم واسه کنکور ۸۷ شاید فرجی بشه رتبه م بهتر بشه آخه می دونید من به کمتر از مهندسی پزشکی قانع نمیشم پس برام دعا کنید که بتونم بخونم چون اگه بخونم حتما یه چیزی میشم اما نخونده اوضاع از این بهتر نمیشه بای بای

 

                                                                               

 

نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:39 توسط شیوا| |

 

TinyPic image

نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 17:4 توسط شیوا| |

 

 

TinyPic image

نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 9:28 توسط شیوا| |

 

TinyPic image

 TinyPic image سلام ویدا خوبی؟                 TinyPic image

                                         دلم برات تنگ شده شده اندازه مورچه کولومپه

                                         تو این چند مدته هیچکس جای خالی تو رو برام پر نکرده

                                         دارم دغ می کنم ........................کاش زودتر می اومدی

                                              بی شعور اجتماعی پس کی میای دارم می میرم  از غصه

                         TinyPic image                               

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 13:56 توسط شیوا| |

 

TinyPic image

TinyPic image

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 14:42 توسط شیوا| |


Design By : Night Skin