حرفهای پرتقالی
غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز! غصه نخور مسافر اونجا هواکه بد نیست اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشمای قشنگت غصه نخور مسافر تلخخه هوای دوری من که خودم می دونم که تو چقد صبوری غصه نخور مسافر بازم میای به زودی مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیچ کس خبر نداره غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند بهار تو بر میگردی چیزی نمونده بخند غصه نخور مسافر همیشه اینجوری نیست همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست غصه نخور مسافر تولده دوباره غصه نخور مسافر ، غصه نخور ستاره غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای وبمونی داشتم قدمهای فاصله را می شمردم رسیده بودم به حوالی بی نهایت که تو آمدی گفتی از شمردن هیچ فاصله ای راه ها کوتاه نمی شوند این صفرهای بی معنی و این عدد های ناتمام را کنار بگذار بی نهایت همین دوست داشتن ساده ست :."...:-.::. :. ::""....:: .: .: :.: :... : : ....:. . :::... . : .: . : ." :: .. : .: . ..: ..: .: ::" .: .: .: :. شعری از مریم حیدر زاده

| Design By : Night Skin |



