تبليغاتX
حرفهای پرتقالی


حرفهای پرتقالی

گوش کن ییک نفر آن طرف پنجره

تو را می خواند

و نسیم لای این پرده ی آویخته را می کاود

تا تو را دریابد

نور خورشید

که از محفل پر مهر خدا آمده است

لب درگاه تو در یک قدمی می ماند

قلب این پنجره از دست غم پرده

به تنگ آمده است

پرده را برداریم

دل این پنجره را باز کنیم

تا که آن نور سپید

با سلامی آرام

لب این قفل گره خورده

به چشمان تو را باز کند

گوش کن

یک نفر در تو تو را می خواند

و خدایت آرام

در دل تنگ تو آهسته تو را می کاود.............

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 16:15 توسط شیوا| |


Design By : Night Skin