روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری است
روزی که دیگر در های خانه هاشان را نمی بندند
قفل افسانه ای ست
و قلب برای زندگی بس .........
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ حرف زندگی است
تا من به خاطر آخرین شعر رنج قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ای ست تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی .....روزی که برای همیشه بیایی....و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم
و آن روز را انتظار میکشم
حتی روزی که دییگر نباشم............

راستی من شاید تا آخر خرداد نیام
آخه درس و مشق دست و بالم رو بد جوری گرفته.
خلاصه اگه تا چند وقت مطالب جدید ندیدید یه وقت
نشید.
فعلا...................... تا بعد از امتحانا ................. بای بای.