تبليغاتX
حرفهای پرتقالی
 
   

آدميت برتر است يا انسانيت، جامعه دینی برتر است یا جامعه انسانی کدام یک را انتخاب می کنید؟

 

 

روی لینک بالا که از وبلاگ جامعه شناسی ایران گرفته شده کلیک کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

۱۳آبان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که چی بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به هیچ طرف نرو از هیچ طرف نگو این بهترین راهه بی تفاوت باش به هرچیزی که به تو و به آینده ی تو بی تفاوته

اینا همش حرفه.... کلکه که تو از مسیر اصلی خودت منحرف بشی....

هدف همه ی اینا یه چیزه

 

بقای خودشون توی هر قالبی............................................

 

پس تو خودتو نه اذیت کن نه درگیر و نه آیندتو به خطر بنداز به چند دلیل

۱)هرچی بخواد بشه میشه چه تو باشی چه نباشی

۲)سیاست پدر مادر نداره چه بخوای چه نخوای.........

۳) دست همشون  توی یه کاسس واسه رسیدن به هدفای مشترکشون که مطمئن باش هیچ کدوم به نفع ما نیست

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
به روی یکدگر ویرانه می کردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
سراپای وجود بی وفا معشوق را
پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
که می دیدم مُشوش عارف و عامی زبرق فتنه ی این علم عالم سوز مردم کش
بجز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشت کاری های این مخلوق را دارد
وگرنه من به جای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !


 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

 

اگر براي كودك گرسنه نماز را اجبار كني هم كودك ازبين مي رود و هم نماز. مردم هم به همين گونه اند همه دين ها ي امروزي منحرف هستند. اينها همانهايي نيستند كه پيامبران آورده اند بلكه آنهايي هستند كه براي فريب مردم ساخته شده اند. اگر كشوري نفت داشته باشد بدبخت اش ميكنند. اگر كشوري اسلام داشته باشد بيجاره اش مي كنند. ما هر دو را داريم .

استعمار نو ، استعمار فريب است. عمده كشورهاي جهان سوم مستعمره هستند بدون اينكه خود متوجه باشند. نيروي انتظامي به امنيت حكومت مي انديشد نه امنيت مردم. نيروي انتظامي وسيله كنترل مردم است .

اولين مرحله مبارزه اصولي و با دوام ، مبارزه با جهل مردم است . آهاي روشنفكران امروز نوبت شماست . دغدغه علي تقسيم عادلانه بيت المال بود نه شكيات نماز. مردم ايران قبل از صفويان شيعه نبودند ، منافع استعمار اينگونه ايجاب مي كرد.

اگر براي كودك گرسنه نماز را اجبار كني هم كودك از بين مي رود و هم نماز. مردم هم به همين گونه اند. دسته هاي سينه زني نان خور دولت شده اند، بنابراين در دعاهايشان معاويه زمان را هم فراموش نمي كنند. استعمار قديم به زور ما را غارت مي كرد. ولي استعمار جديد با رضايت خودمان .

در ايران انسانهاي با فهم و تحصيلكرده مشكل سازند. نه تنها مردم كه حتي مغزروشنفكران ما نيز تحت كنترل استعمارگران است. ما اسلام را نمي شناسيم و نمي دانيم كه نمي شناسيم. تصور مي كنيم اسلام ناب محمدي داريم در حاليكه كاملا در اشتباهيم چون اسلام ناب انگليسي داريم.

قدرت حكومتهاي مستبد از جهل مردم است. پس براي مبارزه كافيست با جهل مردم مبارزه كني . جهل سواد نيست بلكه فهم اجتماعي است.

نيروي انتظامي جامعه را امن مي كند براي ملا كه با خيال راحت به فريب مردم بپردازد و براي بازاري كه با خيال راحت به كلاهبرداري بپردازد.

پيش از انكه پيامبران بتوانند ازدين براي نجات مردم استفاده كنند ستمگران ازآن براي فريب مردم استفاده كرده اند. كسي دوست ندارد فساد كند، جامعه مجبورش مي كند و جامعه را دولت مديريت مي كند.

اگر براي كودك گرسنه نماز را اجبار كني هم كودك از بين مي رود و هم نماز. مردم هم به همين گونه اند ، فساد جامعه با خوردن غذا كم مي شود نه نماز خواندن. زنان ايراني از فرط فقر و نا رضايتي فساد مي كنند در حاليكه زنان اروپايي با رضايت شهوتراني مي كنند. به نظر شما كدام بدتر است؟!

خاتمي سعي مي كرد نظر طبقه متوسط را به حكومت جلب كند، احمدي نژاد سعي مي كند نظر طبقه پايين را جلب كند، هدف هر دو دوام حكومت است.

نماز، روزه، حج و ... موجب ازدياد فساد شده اند چون ملاها ياد داده اند كه با اينها گناه شويي كنيم و با خيال راحت گناه كنيم و بعد با اينها خدا ما را ببخشد.

مراكز ربا خواري به اسم قرض الحسنه فعاليت مي كنند و بانكها با آيات قرآن تبليغ پول مي كنند. اينها اسلام را منحرف كرده اند ، دين منحرف ،احساسات مردم را منحرف مي كند و مردم به جاي آنكه خشمشان را بر سر ظالم بكوبند ، در چاه جمكران مي ريزند يا با زنجير بر پشت خود مي كوبند. فساد جامعه با خوردن غذا كم مي شود نه خواندن نماز...

 

کی وقتش میرسه همه پنجره ها رو به حقیقت باز بشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

 

سلام 

نمی دانم نمی دانم

که بعد از من چه خواهد شد

نمی دانم کدامین کودک تنها

به روی قبر تنهایم
کند لی لی
کند بازی

بچیند تک گل قبرم
دهد هدیه
به مامانش

نمی دانم نمی دانم
نمی دانم که بعد از من
به روی قبر تنهایم
کسی آید
کسی گرید

کسی نام مرا داند
کسی از عمر من داند
کسی از عشق من پرسد
کسی داند که من آواره و تنها
به زیر خاک ها خفتم
کسی گوید که ای تنها
دلت بر قبر تو گرید

نمی دانم نمی دانم

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

سلام

نگاهت را نمي خوانم نه با مايي نه بي مايي

زكارت حيرتي دارم نه با جمعي نه تنهايي

گهي از خنده گلريزي

مگر اي غنچه گلزاري ؟

گهي از گريه لبريزي مگر اي ماه دريايي ؟

چه مي كوشي به طنازي كه بر ابرو گره بندي

به هر حالت كه بنشيني ميان جمع زيبايي

درون پيرهن داري تني از آرزو خوشتر

چرا پنهان كني اي جان ؟ بهشت آرزوهايي

گهي با من همآغوشي گهي از ما گريزاني

بدين افسونگري در خاطرم چون

نقش رويايي

لبت گر پي سخن باشد نگاهت صد زبان دارد

بدين مستانه ديدن ها نه خاموشي نه گوياييي

گهي از ديده پنهاني پرزادي پريرويي

گهي در جان هويدايي فرح بخشي فريبايي

به رخ گيسو فروريزي كه دل ها را برانگيزي

از اين بازيگري بگذر به هر صورت دلارايي

چرا زلف سیاهت

را حجاب چهره مي سازي

تو ماهي در دل شب ها نه پنهاني كه پيدايي

زبانت را نمي دانم نه بي شوقي نه مشتاقي

نگاهت را نمي خوانم نه با مايي نه بي مايي

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

انقلاب اسلامی چیزی نبود جز تغییر نوع حکومت مستعمره توسط استعمارگران

حکومت اسلامی ایران وارث معاویه است نه علی. کمی دقت کنید


استعمار نو, استعمار فریب است. عمده کشورهای جهان سوم مستعمره هستند بدون اینکه خود متوجه باشند


دین در انحصار ملایان, و دنیا در انحصار بازاریان, و قدرت در انحصار نظامیان است. مردم حق دخالت در این امور را ندارند


حکومت پهلوی با اینکه دوست اسرائیل بود ولی نمی توانست زیاد مفید باشد. وجود حکومتی شیعه که دشمنی اعراب را به خود جلب کند بسیار مفیدتر است


چرا حکومت ایران شیعه انتخاب شده است؟ برای اینکه از اتحاد بین کشورهای اسلامی(سنی) جلوگیری نماید. و بین آنها اختلاف بیاندازد


حکومت ملایان تقلید حکومت کشیشان در قرون وسطی است. این بلایی است که استعمارگران خود تجربه کرده بودند و ما را دچار آن کردند


همه چیز همچون: شخصیتها, کتابها, آثار باستانی را در طول چندین قرن تحریف کرده اند تا بتوانند سوارمان بشوند


مورخان شکوه تمدن ایران را از 2500 سال پیش شروع می کنند. در حالیکه این تاریخ, زمان غروب تمدنهای باشکوه ایلام, سومر, بابل بوده است


وظیفه مجلس خبرگان کنترل رهبری است. تنها کاری که اکنون انجام نمی دهد


نیروی انتظامی فساد را از جامعه حذف نمی کند. بلکه آنرا از ظاهر به باطن منتقل می کند


دین منحرف, احساسات مردم را منحرف می کند. مردم بجای آنکه خشمشان را بر سر ظالم بکوبند در چاه جمکران می ریزند یا با زنجیر بر پشت خود می کوبند


 
 |    نوشته شده توسط صدیقه ادامه مطلب ... | 
 
   

 

نامه يك همشهري به يك كانديدا

و تمام كانديداها و به تمام نماينده هاي قبلي مجلس و نماينده هاي بعدي مجلس از دوره مشروطيت تا حالا اگه راست ميگي اين نامه رو تا آخر بخون.

اگه توقع داري من تمام اين كاغذايي كه شما چاپ ميكنين رو بخونم، تو كه توقع داري مثل هر دوره من باور كنم، تو كه توقع داري من راي بدم، تو كه توقع داري تمام وعده هاتو بپذيرم، تو كه همه مشكلات جامعه رو يه روزه حل ميكني؟؟ تو كه توقع داري من مدل تو بجوشم و هر چي مي بافي بپوشم!! قربون اين عكس قشنگت برم، قربون اون لبخند نمكي ساختگيت برم، من كه ازت توقعي ندارم...

من كه هر چي بگي باور ميكنم...

من كه هر سال راي مي دم...

ساعت راي گيري هم كه هميشه تمديد مي شه! ديگه نگران چي هستي؟؟

من نمي گم كه لاف نزن" بي انصاف" مي گم كمتر بزن " خوش انصاف".

من كه چيزي ندارم ، من كه هيچي نخواستم،ارزوني نخواستم، بيمارستان نخواستم، مترو نخواستم، راه آسفالت و وام ازدواج نخواستم، نه مدرسه براي بچه ها، نه چيزي مي خوام، فقط يه حق راي دارم چهار سال يه بار اون هم مبارك تو،

خودتو نه كس ديگه، نه بيگانه ، نه خارجي، نه ...

تو هم به هر كي مي پرستي فقط يه قول بده ، اون هم نه به من! من كه كسي نيستم به وجدان خودت! كمتر وعده بده اون قدر هم به فكر ما نباش ! اينقدر وجودتو وقف نكن، به فكر خودت هم باش به زندگي خودت هم برس! بيكاري رو ريشه نكن!! گروني رو از بين نبر!! واسه دخترا شوهر پيدا نكن! برا پسرا زن و خونواده جور نكن! خاك تو سر من ، نمي خوات خودتو به خاطر دانشجو و فارغ التحصيل نفله كني...

اين همه كار؟؟؟ ما رو خجالت زده مي كني!! تو كه مي خواي سر يه هفته اهرام ثلاثه رو مال شهرت كني، وقتي مي خواي لاف بزني يه كم فكر كن! من هيچ وقت توقعي ازت ندارم. من خوش باور هيچي ازت نمي خوام. فقط...فقط...فقط...

جون مادرت اگه رفتي مجلس، به خونه ي ملت، فقط با مرام باش... بقيه كارا خودش درست ميشه!!

به هر حال عيدتون مبارك

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   


زمستون ،

 تن عريون باغچه چون بيابون

........

درختا ، با پاهاي برهنه زير بارون
نمي دوني تو كه عاشق نبودي

.......................

چه سخته مرگ گل براي گلــدون
گل و گلدون چه شبها ،

نشستن بي بهانه ،

 واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه

.......................

بايد تنها بمونه قلب گلدون
مث من كه بي تو

.......................

نشستم زير بارون زمستون

زمستون ،

براي تو قشنگه پشت شيشه

........

بهاره زمستونها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري

.......................

كه باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالي نديدي ،

نشسته رو ايوون ،

گلهاي كاغذي داري تو گلدون
تو عاشق نبودي

.......................

ببيني تلخ روزهاي جدايي

مث من كه بي تو

نشستم توي روياي رهايي

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

چه بگویم؟ سخنی نیست

می وزد از سر امید، نسیمی؛
لیک تا زمزمه ای ساز کند
در همه خلوت صحرا
به روش
نارونی نیست
چه بگویم؟ سخنی نیست
***
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه دشمنی پر
به کنج اندیشی
خاموش
نشسته ست
بام ها
 زیرفشار شب
کج،
کوچه
از آمدو رفت شب بد چشم سمج
خسته ست
***
چه بگویم ؟ سخنی نیست

در همه خلوت این شهر،آوا
جز زموشی که دراند کفنی
نیست
ونذر این ظلمت جا
جزسیا نوحه شو مرده زنی
نیست

ورنسیمی جنبد
به رهش نجوا را
نارونی نیست
چه بگویم؟
سخنی نیست...

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   
سلام............................

من برگشتم البته دعاهام مستخاب شدنا

خوشحالم خیلی خوشحالم اما نمیدونم این دفعه دیگه بعد از چند روز دوباره میذاره میره کاش دیگه نره طاقت ندارم به خدا البته نه که همین الان فک کنی دوباره روز از نو روزی از نوهاااااااااااااااااا این دفعه هرچی تو بگی باشه گلم؟ من راجع به خیلی چیزا تجدید نظر کردم بعدا خودت متوجه میشی

فقط این دفعه زیاد به پرو پات نمیپیچم چون وضعیتت واسه کنکور حساسیت داره درکت می کنم

راستی بچه ها من دانشگاه قبول شدمااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مهندسی مکانیک زاهدان ( ولی نرفتم ) می خوام بخونم واسه سال دیگه اگه خدا بخواد فعلا بای بای بازم میام

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

 

بايد امشب بروم

بايد امشب چمداني را كه به اندازه تنهايي من جا دارد بردارم

من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم

حرفي از جنس زمان نشنيدم

هيچ چشمي عاشقانه به زمين خيره نبود

كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد

هيچ كس زاغچه ای را سر يك مزرعه جدی نگرفت

بوی هجرت مي آيد ، بالش من پر آواز پر چلچله هاست

بايد امشب بروم . . .

کفش هایم کو ؟

خدا حافظی از هر نوعش سخته خیلی برام سخته دل کندن... دل کندن از کسی که با تمام وجود دوسش دارم. سخته خیلی سخته اصلا باورم نمیشه اینجوری با من تا کنه اما خواب نیستم دارم با تمام وجود تحقیر و تنهایی رو حس می کنم کار خوبی نکردی ولی قبول دارم مقصر من بودم نباید بهت اعتماد میکردم زیر ÷اهام خالی شده حس عجیبی دارم انگار بین زمین و آسمون معلقم دستام یخ بسته حتی نمیتون این چن کلمه رو تایپ کنم اما بدون هیچ وقت نفهمیدی علاقه ی من به تو از چه جنسیه هرگز هم نخواهی فهمید فقط به انتظار روزی که برگردی صبر میکنم

بچه ها ممنون از همتون که تو این چند مدت تنهام نذاشتین

وبلاگ یه مدت تعطیله نپرسید تا کی چون نمیدونم

اگه کسی ذوق داره که به جای من آپدیت کنه بگه تا پسورد وبلاگو بهش بدم

دعا کنید که انتظارم زودتر به سر برسه تا منم برگردم خیلی دوستون دارم با تمام احساس و با تمام وجودم برای همتون آرزوی موفقیت دارم

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

 زن زندگی شما کدومه ؟ oh go on



زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!

زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!

زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين
time out - New!، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

1-
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،
اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.

2-
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است،
 شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.

3-
تعبیر جبران خلیل جبران از زنا شویی:
در کنار هم بایستید ، نه بسیار نزدیک،
که پایه های حایل معبد ، به جدایی استوارند،
و بلوط و سرو در سایه ی هم سر به آسمان نکشند.
 
4-
نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان :
جام یکدیگر پر کنید ، لکن از یک جام ننوشید .
از نان خود به هم ارزانی دارید ، اما هر دو از یک نان تناول نکنید .

5-
نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :
و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.

6-
این کودکان فرزندان شما نی اند،
آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .
از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
به آنان عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که ایشان را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن.

7-
شما چون کمانید که فرزندتان  همچون پیکان هایی سرشار زندگی از آن رها شوند و به پیش روند.
و تیرانداز ، نشانه را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامتان خمیده شود ، که تیرش تیز بپرد و در  دوردست نشیند.
پس شادمان می بایدتان خمیدن در دستهای کماندار،
چون او هم شفیق تیرست که می رود ؛ و هم رفیق کمان که می ماند.

8-
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.

9-
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .
و گشاده دستان را تجسس نیازمندان چه بسا دلپذیر تر از بخشایش محض.

10-
و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.

11-
حیات درختان در بخشش میوه است. آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.

12-
و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در مقابلت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به عطای خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این همه به عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال عطا از موجودی به موجود دیگر بوده ای!.

13-
وقتی حیوانمی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:
نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد.
خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.

14-
هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :
دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد.
شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .
عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.

15-
اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید ، می توانید  ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید.

16-
شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.
زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند،
و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ،
و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد.

17-
کار تجسم عشق است.

18-
به معیار دل ، شادمانی ، چهره ی بی نقاب اندوه است و آوای خنده از همان چاه بر شود که بسیاری ایام ، لبریز اشک می باشد.

19-
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . 

20-
کسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سهمی دارد و نمی تواند از آن تبرئه شود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنش برکنار باشد. انسان نیکوکار هرگز نمی تواند خود را از اعمال تبهکاران تبرئه کند ، و انسان پاک نمی تواند از آلودگی و ناپاکی تبهکاران در امان باشد . چه بسا که انسان مجرم ، خود قربانی کسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده.

21-
شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیمهای گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   
 

ماری می دانست در باره ی چی حرف می زند، قبل از اینکه بیماری اش او را به بیمارستان روانی بکشاند، چهل سال از عمرش را به وکالت گذرانده بود. در همان ابتدای کار دید معصومانه اش را نسبت به عدالت از دست داد و به این نتیجه رسید که قوانین برای حل مشکلات به وجود نیامده اند بلکه برای به تاخیر انداختن همیشگی جدال ها وضع شده اند. مایه شرمساری بود که خداوند، یهوه، آفریدگار- مهم نبود او را با چه نامی می خوانند- در دنیای امروز زندگی نمی کرد چرا که اگر چنین بود، ما همچنان در بهشت بودیم و او هم گرفتار درخواست ها،خواهش ها،تقاضاها،منهیات و نظریات اولیه میشدو باید در محکمه های گوناگون تصمیمش را برای اخراج آدم و حوا از بهشت به دلیل لغو دستوری مطلق که هیچ شالوده ای در قانون نداشت ، به قضاوت می گذاشت:(تو نباید میوه ای از درخت معرفت خیر و شر بخوری).

نوشته ی پائولو کوئیلو (کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد)

ادامه داستان را در ادامه مطلب بخوانید

TinyPic image

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه ادامه مطلب ... | 
 
   

شادم که در شرار تو می سوزم

شادم که در خیال تو می کریم

شادم که بعد وصل تو باز اینان

در عشق بی زوال تو می گریم

پنداشتی که چون ز تو بگسستم

دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش

بر جان من شراره ی دیگر نیست

TinyPic image

شادم که همچو شاخه ی خشکی باز

در شعله های قهر تو می سوزم

گویی هنوز آن تن تبدارم

کز آفتاب شهر تو می سوزم

اما من آن شکوفه ی اندوهم

کز شاخه های یاد تو می رویم

شبها ترا به گوشه ی تنهایی

در یاد آشنای تو می جویم

TinyPic image

 

 

 

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   
 1. فرشاد : روح غضنفر شاد
2. فرناز : غضنفر ناز نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : ? ساله بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فريد و مجيد و حميد : شما ? نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي : صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
33. عدس : ديگه (از) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟
 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

حال میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم....

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

گریه کردی...

 گریه کردم...

آسمان هم گریه کرد....

تو برای خود گریه کردی...شاید هم برای من...

من برای تو گریه کردم...شاید هم برای خودم....

آسمان برای چی گریه کرد؟!....برای من یا برای تو؟...برای لحظه های تنهایی من یا برای بی قراری های تو؟...برای دلم شکسته ی من یا برای دل زندانی تو؟...

مهم نیست...مهم نیست برای چی گریه کرد..!!!مهم اینه که

گریه کردی ...گریه کردم... آسمان هم گریه کرد...!!!

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی و شب حرف میزنم

اگر به خانه ی من امدی برای من ای مهربان

 چراغ بیاور

 و یک دریچه از ان به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 در برابر خدا از تنگنای محبس تاریکی در منجلاب تیره ی این دنیا

 بانگ پر از نیاز مرا بشنو اه ای خدای قادر بی همتا

 یک دم زگرد پیکر من بشکاف بشکاف این حجاب سیاهی را

شاید درون سینه ی من می بینی این مایه ی گناه و تباهی را

 دل نیست این دلی که به من دادی در خون تپیده

 یا رهایش کن یا خالی از هوی و هوسش کن

 TinyPic image

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
   

اینم از کنکور                         

منی که هیچی نخوندم از اونایی که کلی خوندن جولوتر افتادم خنده داره مگه نه؟

رتبه م شدش ۱۲۲۴۲ خب خوبه دیگه واسه رشته ریاضی اونم سال اول تازه با اون وضعی که من کنکور دادم با اطلاعاتی که در حد دوم دبیرستان هم نبود...........................ولی تصمیمم میدونید چیه؟ نمی خوام انتخاب رشته کنم. انشا الله می خونم واسه کنکور ۸۷ شاید فرجی بشه رتبه م بهتر بشه آخه می دونید من به کمتر از مهندسی پزشکی قانع نمیشم پس برام دعا کنید که بتونم بخونم چون اگه بخونم حتما یه چیزی میشم اما نخونده اوضاع از این بهتر نمیشه بای بای

 

                                                                               

 

 
 |    نوشته شده توسط صدیقه
 
 

pctfx3.1

Ghost Rider Fix Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog .IR Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی